دربارۀ مشیانه

منفرد و مجزا رُسته‌ایم. آرمان بافته‌ایم و رؤیا ساخته‌ایم. جهانمان را با ذره‌ذرۀ وجودمان لمس کرده‌ایم و آزرده شده‌ایم از بی‌عدالتی و نابرابری. رنجیده‌ایم از جهلی که پای خودمان و دیگران را بسته و راهمان را مه‌آلود و دشوار کرده است. از رنج خود بسیارها کشیده‌ایم و از بغض فروخوردۀ بسیارهای دیگر هم با هر نفسی ذره‌ای چشیده‌ایم.
حالا اما رسیده‌ایم به هم‌زمانی و هم‌مکانی خوش‌یمنی که هویتی تازه زاییده است به‌نام «مشیانه». مشیانه یعنی «ما»، یعنی «من»هایی که ایستادگی و حرکتِ به پیش را رمز رهایی از رنجی مشترک می‌دانند. مشیانه یعنی «شما»، یعنی «تو»هایی که راه می‌پویند و جهانی تازه می‌سازند. شانه‌به‌شانه و پابه‌پای هم می‌خواهیم «دنیایی بسازیم عاری از جهل و نابرابری».
و نوشتن گام اول ما ست، نوشتن از آه‌های کش‌دار و رنج‌آلودۀ هرروزه و دغدغه‌های بی‌پایان و اندیشه‌های پرامید. باشد که بمانیم و بمانید و به روزهای بی‌اندوهی برسیم که جهانش را خودمان ساخته باشیم بر ستون‌هایی ویران‌ناشدنی از برابری و آگاهی.